دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۶
استکبارستیزی و عدالت‌خواهی؛ ارکان جدایی‌ناپذیر در مکتب سیاسی امامین انقلاب

حوزه/ امام جمعه ابهر، ضمن بررسی پیوند معنویت و سیاست در اندیشه امام خمینی (ره) و رهبر شهید، استکبارستیزی را نه یک هیجان گذرا، بلکه اصلی مبتنی بر خردگرایی دینی توصیف کرد.

حجت‌الاسلام سعید مرادپور، امام جمعه ابهر، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در استان زنجان به بررسی و واکاوی زوایای پنهان و آشکار دستگاه فکری امامین انقلاب پرداخت.

خبرنگار حوزه: ریشه‌های بنیادین دستگاه فکری امامین انقلاب و ارتباط آن با مکتب اهل‌بیت(ع) را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

حجت‌الاسلام مرادپور: بنیان‌های اندیشه‌ای رهبر شهید، در حقیقت تداوم بی‌واسطه مسیر فکری حضرت امام خمینی(ره) است که هر دو از یک سرچشمه زلال معرفتی سیراب شده‌اند. در طول تاریخ، تمامی استوانه‌های فقهی و زعمای دینی، دست‌پرورده مکتب عترت(ع) بوده‌اند. رفتار، گفتار و بینش امام راحل و رهبر شهید نیز بازتابی از همین سیره است. اگر به مفهوم کتاب انسان ۲۵۰ ساله رجوع کنیم، درمی‌یابیم که حیات پیشوایان معصوم ما در این بازه زمانی، یکپارچه و نمایانگر نوری واحد بوده است. بر همین مبنا، شخصیت و افکار امامین انقلاب نیز باید در امتداد این جریان پیوسته و نورانی تحلیل گردد.

خبرنگار حوزه: جایگاه عقلانیت و توحید در این منظومه فکری تا چه حد پررنگ است؟

حجت‌الاسلام مرادپور: خردورزی، ستون فقرات دین مبین اسلام است و بالطبع، خردگرایی نظام‌مند و ژرف، از بارزترین ویژگی‌های اندیشه رهبر شهید به شمار می‌رود. پژوهشگرانی چون هدایت‌الله بهبودی در شرح اسم و حجت‌الاسلام خسروپناه در واکاوی منظومه‌های فکری، به این انسجام اشاره کرده‌اند، هرچند درک کامل آن نیازمند مداقه‌های بیشتر است. اما جان‌مایه اصلی این تفکر، توحیدمحوری است. تمام ساحت‌های زندگی رهبر شهید، صبغه‌ای الهی دارد. این مکتب که بر پایه مفهوم قرآنی هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ بنا شده، از استحکامی نفوذناپذیر برخوردار است، چرا که مبدأ و معاد آن تنها ذات اقدس الهی است.

خبرنگار حوزه: این مکتب فکری چه مرزبندی‌هایی با سایر جریانات انحرافی و مکاتب وارداتی دارد؟

حجت‌الاسلام مرادپور: رهبر کبیر انقلاب با طرح کلیدواژه اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی، خطوط قرمزی را میان دین حقیقی و نسخه‌های جعلی آن رسم کردند. برای درک این منظومه، باید منطق فهم دین را بشناسیم و بدانیم که مکتب ما با الگوهای غربی نظیر لیبرالیسم و سوسیالیسم هیچ‌گونه سنخیتی ندارد. هرگونه آمیختگی اسلام با این مکاتب بشری، به انحراف در فهم دین می‌انجامد. اسلام اصیل، تنها بر پایه وحی و عقل سلیم استوار است. ارتباط رهبر شهید با امام راحل نیز از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی آغاز شد و حضور ایشان در دروس امام در قم، زمینه‌ساز پیوندی عمیق در ابعاد معرفتی، سیاسی و اخلاقی گردید که فراتر از یک تلمذ ساده بود.

خبرنگار حوزه: ابعاد شخصیتی، سبک زندگی و شیوه تعامل آنان با مخالفان چگونه بوده است؟

حجت‌الاسلام مرادپور: امامین انقلاب شخصیت‌هایی چندوجهی بودند؛ تلفیقی بی‌نظیر از فقاهت، دانش فلسفی، کلام، و درایت سیاسی و مدیریتی. در عین حال، آنان در مناسبات خانوادگی و اجتماعی نیز الگوهایی کامل بودند. زیستِ پیراسته از تجمل آنان نه‌تنها در شعار، بلکه در عمل ثابت شده و حتی منتقدان نیز به این ساده‌زیستی معترف‌اند. در حوزه اخلاق سیاسی نیز، پرهیز مطلق از تسویه‌حساب‌های شخصی و حفظ حرمت انسانیِ سرسخت‌ترین مخالفان، از آموزه‌های درخشان این مکتب است. ضمناً در این تفکر، ولایت فقیه یک پیمان الهی و امانتی شرعی است که صیانت از آن بر هر امر فردی ارجحیت دارد و انتقادات نیز صرفاً در جهت حفظ این جایگاه و مسیر انقلاب است.

خبرنگار حوزه: مفاهیمی چون انتظار، ولایت و انسان‌شناسی در این چارچوب چگونه بازتعریف می‌شوند؟

حجت‌الاسلام مرادپور: انتظار موعود در این مکتب، عامل خمودگی نیست، بلکه پیشرانی قدرتمند برای تحرک اجتماعی و پی‌ریزی عدالت جهانی است. رهبر شهید به انتظارِ مسئولیت‌ساز باور داشتند. همچنین در این اندیشه، دیواری میان معنویت و اداره جامعه وجود ندارد. رهبر شهید در عین عرفان بالا، یک طراح چیره‌دست در میدان‌های پیچیده سیاسی و امنیتی بودند. ولایت نیز در این دستگاه، امتداد نبوت و تجسم توحید در اجتماع است و دفاع از آن، ضامن بقای هویت امت محسوب می‌شود. نگاه به انسان نیز چندبعدی است؛ بشری که کمالش در پیوند بندگی خالق، خدمت به همنوعان و ستیز با ستمگران محقق می‌شود.

خبرنگار حوزه: رویکرد امامین انقلاب در مواجهه با دشمنان، استکبار جهانی و تأمین عزت ملی چیست؟

حجت‌الاسلام مرادپور: رهبر شهید با شناخت دقیق تاکتیک‌های نظام سلطه در ابعاد سخت، نرم و نفوذ فرهنگی، جامعه را مصونیت می‌بخشیدند. ایشان با افقی فراتر از مرزها، امت اسلام را با کلیدواژه‌هایی چون بیداری اسلامی هدایت می‌کردند. استکبارستیزی در این مکتب، هیجانِ گذرا نیست، بلکه اصلی مبتنی بر عقلانیت دینی در تقابل با ذات مفسده‌جوی غرب است. برای تحقق عزت ملی نیز، استقلال در تمام حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی ضروری است که رهبر شهید با طرح مفاهیمی نظیر اقتصاد مقاومتی و نهضت تولید علم، راهکار آن را اتکا به ظرفیت‌های درونی دانستند.

خبرنگار حوزه: جایگاه عدالت، انسجام ملی و مردم‌سالاری دینی در این هندسه فکری کجاست؟

حجت‌الاسلام مرادپور: تحقق عدالت همه‌جانبه و مبارزه قاطعانه با فساد، هدفی استراتژیک است که باید در تمام ساختارهای کشور نهادینه شود. از سوی دیگر، اتحاد در این مکتب به معنای هم‌افزایی نیروهای انقلابی بر سر اصول و پرهیز از قطبی‌سازی‌های ویرانگر است. در عرصه حکمرانی، مردم‌سالاری دینی مدلی بی‌بدیل است که رأی ملت را در پناه قوانین الهی، مایه مشروعیت نظام می‌داند. در کنار این موارد، اتصال خالصانه به پروردگار و انس با اهل‌بیت(ع)، راز نفوذ کلام و صلابت بی‌نظیر رهبر شهید بود.

خبرنگار حوزه: در نهایت، نقش اخلاق در سیاست، پویایی فقه و هدف نهایی این مکتب را چگونه تبیین می‌کنید؟

حجت‌الاسلام مرادپور: در این منظومه، اخلاق از سیاست جدا نیست و هرگز هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. پویایی فقه و اجتهاد روزآمد برای حل مسائل نوین جامعه نیز همواره مورد تأکید رهبر شهید بود. مناسک دینی و مفهوم تولّی و تبرّی نیز کانون‌های بصیرت‌افزایی هستند. توجه ویژه به خانواده به‌عنوان هسته اصلی جامعه، تعریف آزادی به‌عنوان رهایی از بند نفس و استبداد، و پیوند ناگسستنی علم و دین، همگی قطعاتی از این پازل هستند. غایت نهایی این مسیر، استقرار تمدن نوین اسلامی بر پایه‌های خرد، معنویت و دادگری است. امروز، رسالت خطیر اساتید، نخبگان و رسانه‌ها، انتقال هنرمندانه و دقیق این میراث بی‌بدیل به نسل جوانی است که تشنه یافتن الگوهای ناب انسانی و حکمرانی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha